Previous
Next
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8

Articles

 
آشنايي با بيماريهاي روان شناختي :
استاد گرامي در ادامه مطالب قبلي در اين مطلب قصد داريم شما را با(( بيماريهاي روان شناختي )) آشنا کنيم:
انسان موجودي اجتماعي است و در جامعه اي زندگي مي کند که از افرادي نظير او تشکيل شده است، وي مي تواند تا فکر کند و گذشته را به ياد بياورد، احساسات خود را نشان دهد ، دنياي اطراف خود را درک کند و مشکلاتش را حل نمايد.
او هر زمان که لازم باشد قادر به ارتباط با ديگران است و حتي مي تواند در رفتار ديگران اثر بگذارد. رفتار محصول کارکرد مغز است، همچنين رفتار انسان محصول تجربه هاي گذشته و حال و يادگيري در خانواده، مدرسه و جامعه است. بنابراين رفتار ما مجموعه اي از تمام اعمال ما و تاثير و تاثر آن با محيط زندگي بوده که حاصل فعل و انفعالات شيميايي مغز است. پس سلامت و بيماري رواني محصول عوامل رواني شيميمايي و اجتماعي است ما براي اينکه فرد سالمي باشيم بايد مغزي با کارکرد سالم و دوران کودکي خوشي داشته در طول زندگي ياد گرفته باشيم چه رفتاري مورد پسند جامعه و خودمان است.
نکته مهم اين است که رفتار در کنتر خود ماست و ما قادريم با اراده، يادگيري، تغيير، تفکر و شناخت کنتر هيجان رفتار خود را در دست گرفته و اصلاح کنيم.
علل بيماريهاي رواني کدامند؟
بيماريهاي رواني به دلايل مختلفي ايجاد مي شوند که عبارتند از:
1-     تغييرات مغزي: هرنوع تغيير در ساختار يا کارکرد مغز ، مي تواند باعث بيماري رواني گردد.عفونت، ضربه نرسيدن خون، خونريزي، تومور مغزي، مصرف مواد مخدر و الکلي مانند حشيش اکس و... ، کمبود مواد غذايي، صرع درمان نشده و بيماريهاي پيض رونده مغزي در ضايعات ساختماني مغز نقش اساسي دارند.
2-     عوامل ارثي: استعداد ابتلا به بيماري هاي رواني از والدين به کودکان انتقال داده مي شود اما بروز و ظهور ابتلا به بيماري به عوامل زيادي ارتباط دارد که ممکن است فرد مستعد مبتلا به بيماري بشود يا نشود به بيان ديگر استعداد و زمينه ابتلا به بيماري منقل مي گردد نه خود بيماري.
3-     تجارب دوران کودکي: براي رشد سالم يک فرد محبت و عشق متعادل، راهنمايي هاي مناسب، تشويق و نظم و انضباط از ضروريات دوران کودکي است. اگر کودک در برابر تجربيات نا خوشايند بسياري قرار گيرد امکان ابتلا به بيماري رواني در آينده اش زياد است
4-     فضاي خانوادگي: نزاع خانوادگي، سوء تفاهمات مستمر بين اعضاء خانواده وعدم وجود صميميت و صداقت در بين افراد خانواده باعث اثرات نا مساعد بر افراد خصوصا کودکان مي گردد.
5-     عوامل اجتماعي: فقر، بيکاري، نا امني ، نبود ارزشهاي انساني، اعتقادي و مذهبي ، سطح سواد و ...
6-     عوامل شناختي: امروزه روانشناسان نقش عمده اي را براي اين عوامل در ايجاد بيماريهاي رواني قائل هستند.آنان معتقدند وقتي در فکر باور و شماختهاي افراد احراف و خطايي پايدار و مداوم ايجاد مي شود فرد به تدريج دچار بيماري رواني مي گردد.
علل تاخير مراجعه جهت بيماريهاي اعصاب و روان چيست؟
1-     در بسياري از بيماري هاي رواني افراد نسبت به بيماري خود آگاهي چنداني ندارند.
2-     عواقب عدم درمان بيماريهاي رواني براي بسياري از مردم نا مشخص است. بيشتر اختلافات خانوادگي، ازدواجهاي نا موفق، طلاق و مشکلات تحصيلي و شغلي مي تواند دليل رواني داشته باشد.
3-     شناخت و باورهاي اجتماعي هنوز در مورد بيماريهاي رواني اندک است و مردم نياز به آگاهي بيشتري در اين مورد دارند.
4-     از قديم برچسب نا مناسبي براي بيماران رواني ( به عنوان مجنون و ديوانه) به کار مي رفت و در دوره اي معتقد بودند شيطان در روح آ«ان حلول کرده است .متاسفانه هنوز آثار اين باورهاي اشتباه از اذهان افراد خارج نشده است.
5-     بعضي از مردم تصور مي کنند اگر کسي جهت درمان رواني مراجعه کند حتما به دارو داده مي شود در صورت مصرف دارو هميشه به آن عادت مي کند.
نشانه هاي بيماري هاي رواني کدامند؟
1-     اختلال در کارکرد هاي بدني:
    الف) اختلال در خواب: دير به خواب رفتن ، بي خوابي، کابوس هاي شبانه ، حرف زدن و يا راه رفتن در خواب
     ب) اشتها و مصرف غذا:
کم اشتهايي، بي اشتهايي، پرخوري بيمار گونه، کم خوري بيمار گونه، کاهش وزن   ج) ميل فعاليت جنسي: کاهش يا افزايش ميل جنسي، خود ارضايي، انحرافات ونا تواني جنسي،انزال زودرس.
2. اختلال در کارکرد هاي رواني:
     الف: رفتار: رفتارهاي فرد باعث ناراحتي افراد خانواده و ديگران شده و يا آنها را درشرايط سختي قرار مي دهد
     ب) تکلم وتفکر: پرحرفي، کم حرفي، بي ربطي کلام و طرح صحبتها و اعتقادات نادرستي که مورد تاييد ديگران نيست
     ج )  هيجانات(عواطف) : بيمار ممکن است در رابطه با شرايط خاص به شکل غير طبيعي يا افراطي هيجاني شود، بي مورد يا افراطي بخندد، گريه کند، عصباني شود، غمگين گردد، افسردگي، سرخوشي، ترس واضطراب بدون دليل و طولاني نيز ديده مي شود.
     د ) ادراک:بيمار ممکن است در فهم تحريکاتي که از حواس پنجگانه اش دريافت ميگردد دچار اختلال گرددو آنها را نادرست يا با سوء تعبير دريافت کند او مي تواندچيزهايي را ببيند که وجود ندارد و يا صداهايي را بشنو که از جايي نمي آيد( توهم)
     ه ) حافظه: بيمار ممکن است حافظه اش را از دست داده و وقايع مهم را فراموش کند، البته شکاياتي که مردم عادي خصوصا دانشجويان به طور مکرر از فراموشي دارند معمولا اختلال حافظه نيست بلکه اشکال در تمرکز است که ناشي از فشارها و نگراني هاي روزمره يا اضطراب و افسردگي است.
    و ) هوش و قضاوت: در بعضي از بيماري هاي رواني هوش و توان تصميم گيري دچار اختلال مي گردد و مهارتهاي استدلالي فرد کاهش مي يابد و در کارهاي روزمره دچار اشتباهات زيادي مي گردد
    ز ) سطح هوشياري: در بعضي از اختلالات رواني که بيشتر ناشي از ضايعات عضوي مغز است سطح هوشياري بيمار کاهش مي يابد. فرد در شناخت اطرافيان دچار مشکل مي گرددو از نظر تشخيص افراد ، زمان و مکان مشکل پيدا مي کند.
3- اختلال در فعاليت و ساير کارکردها:
    الف) فعاليتهاي فردي: بيمار به نيازهاي بهداشتي و بدني خود توجه نمي کند. گاهي ديده مي شود که در حالت شديد بيمار پا برهنه راه مي رود و يا بيجا لباس از تن به در ميکند.
    ب ) فعاليتهاي اجتماعي: بيمار با خانواده ، دوستان هم کلاسي ها و ساير اطرافيان رفتاري نا درست و غريب پيدا مي کند ، به ديگران توهين ، فحاشي، اذيت و آزار و حمله مي کند.
    ج) فعاليتهاي تحصيلي: اشکال در مطالعه، مشکل توجه و تمرکز، اشکال در يادگيري و يادآوري و امتحان، افت تحصيلي، مشروطي، نا تواني در فعاليتهاي گروهي و کلامي و ناسازگاري با همسالان و مربيان .
آيا مصرف داروهاي روانپزشکي عادت به دارو ايجاد خواهد کرد؟
لازم است بدانيم درمان بعضي از بيماري هاي رواني از طريق مشاوره است که کمک به بيمار جهت انتخاب راه اصولي غلبه بر مشکلات ، اصلاح ديد ، شناخت فرد نسبت به ريشه گرفتاري هاي خود و بعضي از انواع روشهاي درماني ( درمانهاي شتاختي_ رفتاري) است و ممکن است در اين موارد حتي داروي هم نياز نباشد.
در مواردي که جهت درمان نياز به دارويي خاص باشد انتخاب دارو با توجه به علت بيماري جهت تنظيم وضعيت شيميايي داخل بدن است و پس از درمان به وسيله پزشک مربوطه به تدريج و با ارزيابي مجدد دارو قطع مي گردد اگر هم در موردي نادرست جهت درمان بيماري به صورت طولاني مدت نياز به مصرف دارو باشد به علت نقص و اشکال جدي بدن بيمار و شناخت فعلي از علل بيماري است و به هيچ عنوان عادت به دارو در اينجا صادق نيست.
اميدواريم که کنار گذاشتن ذهنيت هاي قديمي و عدم تبعيض ميان بيماريهاي رواني و جسمي سبب مراجعه به موقع جهت تشخيص و درمان گردد.
تهيه کننده :فريدون بکراني

 

I like very much this iPage Hosting Review because this is based on customer experience. If you need reliable web hosting service check out top list.
Joomla Templates designed by Best Cheap Hosting